عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
8
زبدة الحقايق ( فارسى )
مىرود » . « 1 » اين شيوه سادهنويسى و عامه فهم ، چون در خدمت اشاعه و تبليغ و توضيح و تفسير نظرات اهل حقيقت يا اهل نور و در شرح و تفسير عقايد ابن عربى قرار گرفته ، آن هم در عصرى كه تعصبات عقيدتى بر آن حاكم است و از طرفى « خمولى » و انزواى وى در زندگى و عدم وابستگى به مراكز قدرت و تحت حمايت هيچ قدرتى نبودن ، نسفى را در معرض تهديد و خطر قرار داده است . و دلهره و اضطراب بر جان او حاكم شده و تا پايان عمر اين اضطراب و ترس از جان را داشته است . رؤياى شگفتى كه در اواخر عمر در ابرقو ديده و در كتاب كشف الحقائق آن را به تفصيل شرح داده دليل پرارزشى بر اين سخن است . چه ، بنابه روايت رؤيا ، سعد الدين نزد پيامبر اكرم ( ص ) ترس خود را نسبت به جان نسفى به دليل افشاى اسرار و عدم تبعيت از روش خود در اخفاى آن اظهار مىدارد و مىترسد كه « ناجنسى آزارى به وى رساند » . در عين آنكه رسول اكرم ، نسفى را در « عصمت خدا » مىداند ، لازم مىبيند كه به او تذكرى داده شود . آنگاه رسول اكرم با ابن خفيف و سعد الدين حموى در مسجد جامع ابرقو جمع شده و پدر نسفى او را به خدمت آنان در مسجد مىبرد و پيامبر پس از شرح ماجرا از او مىخواهد تا سال 700 هجرى از انتشار اثر خوددارى كند و نويد مىدهد كه پس از آن سال كتاب وى مورد توجه طلاب علم و مرجع آنان خواهد شد . نسفى اظهار مىدارد كه برخى از اين كتاب را پراكنده است و رسول خدا مىفرمايد : « آنچه رفته ، رفته . باقى را اظهار مكن » . « 2 » اين رؤيا كه در عدم جعليت آن ترديد نيست ، متضمن چند نكته است كه اهم آنها بيم جان و اضطراب خاطر نسفى تا پايان عمر است كه البته با عنايت به نكات ياد شده استيلاى اين ترس بر وجود او منطقى و طبيعى مىنمايد . چون اين صوفى آواره كه بر سر گذشت پيشينيان وقوف كامل دارد و با تعصبات زمانهاش بيگانه نيست ، به خوبى مىداند كه چوب تفسيق و تكفير بر سر او همان مىآورد كه بر سر پيشينيان از اهل حقيقت آورد . و او كه صوفى آزادهاى است كه مقصد اعلاى زندگانى را آزادى و راه وصول به آن را عشق مىداند و بعد از محيى الدين اولين كسى است كه اصطلاح انسان كامل را به معناى انسان آزاد به كار برده و آن را نام يك مجموعه از رسائل خود قرار داده است ، « 3 » نيك آگاه است كه بهاى اين اعتقاد را بايد بپردازد . زندگانى غمبار او طى يك رباعى چنين ترسيم شده است . كس در كف ايام چو من خوار مباد * محنتزده و غريب و غمخوار مباد نى روز و نه روزگار نى يار و نه حال * كافر به چنين روز گرفتار مباد
--> ( 1 ) . متن . ( 2 ) . كشف الحقائق صص 3 و 4 . ( 3 ) . محيى الدين بن عربى تأليف دكتر محسن جهانگيرى ، ص 326 .